سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
704
تاريخ ايران ( فارسى )
بوى عطا شد يكى از آنها را درنتيجهء اين حسن اقبال قربانى كند ، وقتى كه اين عده بكمال رسيد قرعه انداخته شد و آن باسم عبد الله پسر كوچك افتاد ، هنگاميكه پدر آماده گرديد كه بعهدش وفا نموده فرزندش را قربانى كند مردم جمع شده و او را وادار كردند كه بين عبد الله و ده شتر قرعه انداخته تا مگر شتران خونبهاى عبد الله واقع شوند ، نه بار قرعه انداخته شد و در هربار بنام عبد الله افتاد ، ولى دفعهء دهم كه انداختند و آن بنام شترها اصابت كرد ، تمام شتران را كه بالغ بر صد نفر بود نحر نموده و همهء آنها صرف ضيافت اهل مكه گرديد و بدينطريق عبد الله از كشته شدن محفوظ ماند ، چون سن او به بيست و چهار رسيد پدرش از خويشان خود دخترى را كه اسمش آمنه بود براى وى تزويج نمود ، او پس ازدواج بعزم تجارت با قافلهاى به شام مسافرت كرد ، در مراجعت از اين سفر در مدينه فوت كرد ، در بيستم ماه اوت 570 ميلادى از زوجهاش آمنه محمد متولد گرديد . اوضاع سياسى عربستان پيش از ولادت پيغمبر و نيز پس از ولادت در ميان روابط خارجى قبيلهء قريش رابطهاى كه نقل شده قراردادى مىباشد كه هاشم با امير غسانى يكى از شيوخ نصرانى عرب كه پايتخت او بستره سمت شرقى اردن بود بسته است و نيز ذكر شده كه هاشم از دولت امپراطورى فرمانى تحصيل كرده بود باينكه قريش آزادند بشام مسافرت كنند ، ولى احتمال قوى ميرود كه فرمان مذكور امضائى كه داشت امضاء نمايندهء محلى امپراطور بوده است . ما در فصل چهلم اين مطلب را ذكر نموديم كه پادشاه حبشه كه پايتخت وى آنوقت اقصم كنارهء بحر احمر بود به يمن حمله برده و آن را تصرف نمود . در 570 ميلادى يعنى سال ولادت پيغمبر ابرهه « 1 » نائب السلطنهء قابل حبشه بر عليه مكه حركت كرد و ظاهر امر هم اين بود كه هتك و بى احترامى كه بكليساى واقعهء در صنعا شده انتقام بكشد ولى احتمال دارد كه روى موجبات سياسى قصد كرده بود كعبه را منهدم سازد ، ابرهه ضديتها و جلوگيرىهائى كه در خط سيرش به عمل
--> ( 1 ) - ابرهه به زبان حبشه محرف ابرام يا ابراهيم مىباشد و كتيبهاى كه بامر او كنده شده اخيرا پيدا شده است رجوع شود بدائرة المعارف اسلامى ( مؤلف ) .